بغلش : قند داغ و لب سوز
نه این چای دم کشیده تر از خیال من است
****
پر از شراب است خود نویسم ٬ وقتی از تو مینویسم...من می مینویسم
****
میرفتم و هر بار بجای سوغات ٬ زیره ی عشق به کرمان دلش میبردم
****
انقدر به نوشتن از تو فکر کردم که خلاقیتم خون دماغ شد
****
زل زدم تو چشمات ٬ سریال نگاهتو تا ته دانلود کردم...تو اخرش منو میکشی
****
باور نداری اما ! ناجی جهان تویی
****
لکنت زبان هم بهانه ی خوبیست برای مزه مزه کردنه اسمت
****
به اسمان مینگری شب٬ چه زیباست نگاهه ماه به ماه !
****
مسلمانم فقط قبله ام تغییر میکند گاهی
****
مسیح وار مصلوبت گشته ام ٬ صبر ایوب بایدم تا رسیدن تا نرسیدن
****
داغی اغوشت را میخواهم لاشه ای پر تاول خواهم شد میدانم!
****
میخواهم مچاله و خیس در اغوشت بمانم از پهن شدن بر بنده خاطرات بیزارم
****
نه قهوه ی تلخ نه پیک های مکرر...یک جرعه صدایت کافیست
****
مسیر حنجره ام گل الود است٬بغض هایم به خاکی زده اند باز
میزا قلمدون
****
یلداس ! چه شوقی دارم که امشب چند دقیقه بیشتر تو خواب منی
****
یلدا بی اغوشت معنا ندارد کاش گرمای اغوشت را داشتم در این شب بلند سپید
****
این هایی که شب یلدا را جشن میگیرن اگر شب چشمان تو راببینند از غصه
خواهند مرد ... من میدانم
****
شب یلدای من آغاز شد….
نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه…..
بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست
بی من یلدایت مبارک
ندادند گفتند:قصه بدون فرهاد شیرین نمیشود
****
می خواهم تو را کمی گم کنم...وای که دوباره پیدا کردنت چه
لذتی دارد
****
فردای در پیش شاید شایعه ای بیش نباشد
****
نمیدانی چقدر گیج میشوم وقتی هر چه میگردم معنی نگاهت
در هیچ فرهنگ لغتی پیدا نمیشود...
****
یه سوال:قلک قلب منو هر بار شکستی ثروتمند تر شدی
نشدی؟؟
****
بیین !! قرارمان کنار رودخانه...بیا تا بگویم برایت تمام جریان هایم را
****
ذکر برگرد برگرد نجوا میکند دانه های تسبیحم
****
ببین چه صبوری میکنم امدنت را.......... مرگ
****
راستی خدایا من اگه نبودم این همه غم رو چی کار میکردی؟
****
چانه نزن خدا ! من از تو تنهاترم
****
جانم به قربانت !!!!!! نگران نباش هر وقت امدی نمیگویم ولی
حالا چرا؟؟
****
زیاد اهل نوشتن نیستم اینا هم به احترام تو بود همین
****
بوی تنت رو پیش من جا گزاشتی برش نمیگردونم .......هیچ وقت
****
تو ماچتم درد داره
****
امروز نفسم طعم لب هایت را دارد
****
صبح کم میارم با تو وفتی تا شب بوسیدنت طول میکشد
****
زنده میشوم وقتی لبهایت را حس میکنم کسی بیدارم کند
من خوابم؟؟
****
تسبیح نیستم اما نفسم را به شمار انداخته است گرمی لبهایت
****
سرخ سرخم مثل سیب
وقتی دلتنگ تو میشوم وقتی عطر تنت را می خواهم من به باد هم
التماس میکنم خدا که جای خود دارد
****
فراموش شدنی نیستی این را اتاقی میگه که وقتی به تو فکر میکنم پر از
عطرت میشه
****
بوسه نقطه میشود بر لب وقتی واژه ها بیش از حده مجاز شتاب میگیرند
****
دوسم داره دوسم نداره دوسم داره دوسم نداره
شاید اگه همه ی گلهای دنیا یه گلبرگ بیشتر داشتن حس بین من و تو
این نبود ......نمیدونم
****
در نگاهت جا ماندم چشمهایت را اسوده ببند من خیال رفتن ندارم
****
صفر را بستن ما به بیرون زنگ نزنیم از شما چه پنهان ما از درون زنگ زده ایم
****
یه چیزی : چه دلی دارم من که ذوق خنده هات تا حالا منو نکشته
****
گاهی فریاد چقدر میچسبد..........نه نه دیگری فریاد هم تکراری شده
برای غمهایم
****
صبح سرد و خاکستری ولی غروب...... میشه لبخند خدا رو بی واسطه
نفس کشید
نوشته های جناب کمال وبلاگ چریک پیر
است
دلم می خواد دستم رو مشت کنم و محکم بکوبم تو مرکز ایینه...تا دیگه جرات
نکنه هی منو به رخه من بکشه
می خواهم به کودکیم برگردم ولی کفش رفتنم کوچک شده
****
فکر میکنم به روزی که دیگه برف نباشه ......بیچاره کبک
هیچ انسانی دوست نداه بمیره اما همه انها دوست دارند به بهشت برند ولی ای ادما
برای رفتن به بهشت اول باید مرد
بگزار ادمها تا میتوانند سنگ باشند.........تو از نژاد چشمه باش (زرتشت)
سلام.................................خداحافظ
چیزه تازه ای اگر یافتید بر این دو اضافه کنید تا بلکه باز شود این در گمشده بر
دیوار (حسین پناهی)
****
به انتظار قدم های نیامدنت چند پاییز را سجده کنم تا تو برگردی
****
پنجره برای فکر کردن به تو خیلی کوچیکه .................. همین

رویاهایم را دیشب گذاشتم دم در...............بیچاره رفتگر
****
اشک های نیامدنت روی گونه ام ماسیده است....نبوسم نمک گیر
میشوی
****
چگونه ادم شوم وقتی هنوز بوی سیب می دهی؟
****
چه قدر دلم می خواهد نامه ای بنویسم ای کاش کسی جایی منتظرم
بود
****
انگشتانت ردیف چون کلاویه های پیانو.....بنوازمشان؟
****
همیشه به خودم میگم برای دست یافتن به ستاره ها دعا نکن چیزی که
دوره . دوره ولی بازم میگم والله که شهر بی تو مرا حبس می شود
****
حضورت را لمس میکنم با تمام نبودنت...سحر که میشود باز هم نفس
های تو نمازم بی وقتم را قضا میکند
****
بهشتی که من میبینم راهش دوره بازم قول میدی باهام بیای؟؟
روزی خواهم نوشت تفسیر ایات چشمانت را
****
حالا دیگر پری کوچک غمگینی شده ام که شبانگاه بغض های
بی امانش را می بارد بی هیچ نشانه ای
****
این روزها انقدر شکسته ام که دست به عصا راه میرود دلم
****
و من نماز ایات می خوانم هراس ندیدنت را
****
دیر اومدی بارون.............من جایی در حجم نبودنت گم شدم
****
موهاتو شونه کن بزار جهان اروم بگیره
****
من خوب میدانم یکی از همین روزهای در راه باران می اید و دل
من بی هیچ چتری هوای رفتن میکند
****
پیراهنت را در باد بتکان بزار اسمان متولد شود
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی است
بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه مشهورش تا به این حد گندم!!!
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم
کرد مگسی را کشتم ...!
همه چیز را فروختم جز ان صندلی که جای تو بود شاید ان روز که برگشتی
خسته باشی
****
سرباز دلت کافیست برای بردن ۵۱ ورق باهم
****
اصلا به خورشید اعتبار نیست اگر هرم نفسهایت نباشد یک عصر یخبندان تازه
میشود اغاز
****
صدات رو که میشنوم لحظه هام ابی میشن انقدر که حس میکنم کسی تو گوشم
میگه دریایی
****
تمام گزینه ها را به یاد چشمان تو سیاه کردم
****
دیگه سرما معنی نمیده وقتی اغوشت مال منه
****
دوستت دارم های تو معنی ایهام دارد و من به دنبال معنی دور ان یک عمر دویدم
****
گفتی ما به درد هم نمی خوریم ............نفهمیدی من هیچ وقت تو رو واسه
دردهام نخواستم
****
نیومده رفت باور کنین من بی تقصیرم
****
تو تنت مثل بهشت............من پرم از اجبار
اون اولا تو چشمام هلال ماه بودی حالا عاشقت شدم کامل شدی
****
برای داشتنت به خدا که به هر سلام این زندگی خداحافظ گفتم
****
چشمانت را به من بسپار و برو........قصه هایت را من میگویم
****
دل خدا به حال اشک های شبانه ام سوخت تو را به خوابم اورد
****
بی بهانه میشوم وقتی چشمهایت بسته است
****
من پیر شدم قد هزار سال کاش تو جوان بمانی قد هزار سال
****
عزیزم اگه بهشت دور بود چی؟قول میدی بازم باهام بیای.......؟؟؟
همیشه دور از قافله ام ......وقتی میفهمم باران باریده که خیس خیس شدم
****
غروب را دوست ندارم چون سایه ات را از من میگیرد
****
دیر رسیدم بازی تمام شد و کس دیگر تو را برد
****
تو رفتی و تکه ای از خدای مرا با خود بردی
****
دم تو دارد این هوا.............ببار
****
خدایا خسته ام حالم را نمی پرسی؟
****
اگه کسی به سراغم اومد بگو نیست بگو رفته شمال میخوام به جنوب فکر کنم
****
تا باران را تمام کردم باد رنگین کمانم را برد به همین سادگی...
****
ابرها ماه را دزدیدند.....امشب همه ی نگاه ها به سوی توست
****
تو که مهمان نیستی..........سرزده به خوابم بیا
****
چشام مدام از تو خبر میگیرن........بگم کجا رفتی؟؟
****
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت......پیاده امده بودم پیاده خواهم رفت
****
نمی خوام برگردی اینو به تو به همه گفتم ولی نمی دونم چرا هنوز واسه اومدنت
فال حافظ میگیرم
****
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند/گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
به تو احتیاج دارم مثل ادم به هوا
.
نه نه
..
مثل ادم به حوا
****
می بخشمت! با ان که هزار شب بی خوابی طلب دارم از تو
****
برای کشیدن چشمهایت قلم را در شراب زدم حواسم پرت شد بوم مست کرد نقاشی
ام ناتمام ماند
****
کفشی خریدم نه برای رفتن......برایت میفرستم برگردی
****
امدم اباد کنم نبودی ویران شدم
****
چقدر خاموش بودن سخت است . سه نقطه ها چه میکشند...؟

یا به فرما به سرایم
.
.
یا بفرما به سر ایم
غرضم وصل تو باشد چه بیایی چه بیایم
****
نماز ایات میخوانم وقتی گرفته ای
****
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو چکه میکند... اگر باران بند بییاید از این
خانه میروم
****
بگو تمام تو مال من است دلم می خواهد حسادت کنم به خودم

چند روزیست حالم اصلا خوب نیست
صبح ها تا شب و شب تا به سحر بیدارم
می نشانم در خیالم خشت ها را روی هم
تا رسد هر چند کج
به ثریا پهنه ی دیوارم

آتشی روشن کرده ام
و عهد بسته ام
تا خاموش شدنش برایت دعا بخوانم
تمام کارهایت رو به راه خواهد شد
چرا که من
هیزمی دیگر انداخته ام .
آتش پرست خواهم شد
تا شعله های آتشی را که از دو چشمت زبانه می کشند
عبادت کنم .
و کافر می شوم
به هر آنکه
عشق تو را انکار کند ....
كلاس اولي
عين و قاف را تازه خوانده بودم
يك روزصبح معلم با صداي زمختش صدايم كرد پاي تخته
گچ را برداشتم
ترسيده بودم
معلم گفت بنويس "عشق"
گچ را گذاشتم پيش بقيه گچ ها
مادرم دیشب گفت هیچ وقت دروغ نگو

پدرم راه تمام زندگیست پدرم دلخوشی همیشه گیست
خیالت تکیه گاه من است باش و با بودنت باعث بودن من باش
روزت مبارک
و نه هیچ یک از مردم این ابادی...
به حباب نگران لب این رود قسم
و به کوتاهی ان لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت...
انچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند....
من به این معجزه ایمان دارم
سیب سرخ دل من دست تو بود و تو گازی زدی و مست ز شیرینیه ان پرت کردی
به هوا..سیب سرخ دل ما را تو چه زود ..........
****
صدای پارس پیاپی سگ مییاید....مرگ می خواهد زندگی را بدزدد
****
باد میوزد شکوفه ها با رویاهایشان میمیرند
****
یعنی میرسه اون روزی که سایه هامون رو هم بیوفته؟
****
می خوام اوج بگیرم ولی سقف...
به احترامت حذف شد
در برگ ریز پاییز .....بهاری قد علم کردفصل بعد.....بهار از تقویم پاییز خط خورد!!
پرده کنار رفت و تراژدی اغاز شد
****
به عقب نگاه میکنم هر چی رو خواستم به دست اوردم جز تو.........مشکل همین بود
****
کار دارم کار دارم........... وقتی تو مرا صدا میزنی بیکار بیکارم
****
میبینی بزرگترین ارزوی من چه کم
حرف است .................تو...............
****
چشمان تو حکایت همان شقایقی بود که سهراب میگفت
تو در خوابی…
عمیق فرو رفته ایی در رویای مهتابی ات.
از این من تا تو…
یک ترانه؛ یک رویا؛یک مهتاب فاصله است!
من می گذرم….
شب را می برم…..
تو بر می خیزی…
نگاه می کنی…
جای پایی برایت آشناست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ….
تا بعد، بهتر می شود ….
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسماوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین می کنم
باید به رویا کوچ کرد توی رویا ایینه ها هم مهربانترند
****
چرا سفارش به اخرتم میکنن وقتی تو در دنیایی؟؟
****
حفظم خودم را بگزار تو را بخوانم موعود امتحان نزدیک است
****
تو سیب سرخ کدامین بهشت گمشده ای که باز با تو میشکند توبه ی ادم؟؟
****
تو تنت مثل بهشت.....من پرم از اجبار

از ما گذشت ما رفتیم کردی با ما انچه میکردی بعد از من تو میمانی و دگران
وای به حال دگران وای به حال دگران...
****
ابرها دشنامم میدهند اری من شهامت باریدن ندارم
****
گفتی به چشمانم خیره شو ............من به دام چشمانت افتادم

میدونم برات عجیبه این همه اسرار و خواهش
این همه خواستن دستات بدون حتی نوارش
چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام
می میرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام
میدونم یه روز میفهمی روزی که دنیا رو گشتی
من چه جوری تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتی
زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست که نخواهد امد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف
امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب
****
عاقب از عشق تو دربان کلیسا میشوم/میکشم دست از مسلمانی مسیحا میشوم
با کشتی یه عشقت دل به دریا میزنم/یا به ساحل میرسم یا غرق دریا میشوم
****
من به زیبایی یه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه ی هر برگ نگاهت به نگاهی نگران
تو به اندازه ی تمام تنهایی من شاد بمان
****
زندگی قافیه ی باران است من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند تو بهاری و به
اندازه ی باران خدا زیبایی
****
خواستم واسه نگه داشتنت اشکام رو بریزم ولی واسه به دست اوردنت اون هارو ریخته بودم